راز ناکامی نسل "فراهانی" در هالیوود؛
اختصاصی| آیا ستاره بلامنازع شدن برای صدف عسگری ممکن است؟
آیا کارنامه جایزه-محور و کنشگرانه عسگری، که اخیراً با نقشآفرینی در فیلمهای نقد صریح سانسور و هویتهای زیرزمینی رادیکالتر شده، میتواند او را به ستارهای بلامنازع در آسمان سینمای بینالملل تبدیل کند یا او نیز در نهایت ناگزیر به پذیرش سقفهای شیشهایای خواهد شد که بر سر دیگر مهاجران هنری ایرانی فرود آمده است؟
به گزارش میار، صدف عسگری، بازیگر جوان سینمای ایران، با وجود سن پایین، در کوتاهترین زمان ممکن، خود را در کانون توجه مهمترین محافل سینمایی دنیا قرار داده است. مسیر حرفهای او، نه در گیشه و شبکههای نمایش خانگی ایران، بلکه در سالنهای جشنوارههای ونیز، ساندنس، برلیناله و کن تعریف میشود. این مدل کاری، او را از یک ستاره بالقوه داخلی، به یک چهره کلیدی در سینمای خلاف جهت جریان اصلی جمهوری اسلامی ایران تبدیل کرده است.
نقطه عطف این مسیر، پس از حضور وی در جشنواره کن ۲۰۲۳ برای فیلم آیههای زمینی رقم خورد. موضعگیری عسگری در این رویداد بینالمللی، به سرعت منجر به ممنوعالکاری و توقیف پاسپورت او در ایران شد. این تضاد آشکار، یعنی کسب افتخار در بالاترین سطح جهانی و تحمل شدیدترین محدودیتهای داخلی، در واقع، حالا تبدیل به موثقترین ابزار تبلیغاتی او در عرصه جهانی شده است. هر ممنوعیت و سانسوری در تهران، بهمثابه یک مهر تأیید بر اعتبار براندازانه و جسارت هنری او در محافل بینالمللی عمل میکند.
ریشههای هنری
بررسی مصاحبههای صدف عسگری در سالهای فعالیت، نشاندهنده یک تعهد درونی جدی و نگرشی حرفهای به مقوله بازیگری است که ریشه در تجربیات خارج از سینما دارد.
او در یکی از گفتگوهایش درباره این تعهد خود میگوید: "من معمولاً نمیتونم تو خونه بشینم و خیلی جنب و جوش دارم، حتی اگر سر کار سینمایی نباشم، میرم جایی کار میکنم که با مردم در ارتباط باشم؛ از کار در مغازه تا منشیگری و کافیشاپ و خیلی مشاغل دیگر را تجربه کردم."
این تجربه مستقیم از زندگی طبقات مختلف جامعه، قطعاً در عمق بخشیدن به نقشهای زنانی که او در فیلمهایش (مانند امتحان یا تا فردا) ایفا میکند، مؤثر بوده است.
علاوه بر این، انتخابهای او کاملاً آگاهانه است. عسگری در جایی دیگر تأکید میکند که علاقهمند به کار با کارگردانانی است که دارای استاندارد بالا و سختگیری حرفهای هستند: "از کارگردانهایی که سختگیر هستند خوشم میآید، چون قبل از انتخاب تست میگیرند که ببینند این بازیگر به درد این نقش میخورد یا نه."
تخصص او در ایفای نقشهای زنانی که در فشار خانوادگی یا اجتماعی قرار دارند و در یک زمان محدود، باید رازی مرگبار یا تصمیمی حیاتی بگیرند (مانند پنهانکردن مواد مخدر در امتحان یا پنهانکردن نوزاد نامشروع در تا فردا) دقیقاً نتیجه همین رویکرد انتخابی و تعهد به همکاری با کارگردانان مستقل است.
تحلیل مسیر جهانی
مسیر عسگری در حال حاضر او را در تقاطع مهمی از تاریخ سینمای ایران قرار داده است. برای پاسخ به این پرسش که آیا او میتواند به ستارهای در سطح بینالمللی تبدیل شود، باید تجربه بازیگران پیشین را در کنار ویژگیهای کنونی او قرار داد.
چالشهای الگوی فرار به سوی جهانیشدن
گلشیفته فراهانی به عنوان مهمترین الگوی بازیگران ایرانی در سینمای جهان، نشان داد که عبور از مرزها بهمعنای تسخیر قدرت نیست. فراهانی با وجود همکاری با کارگردانان طراز اول و حضور در پروژههای هالیوودی (مانند پاترسون یا دزدان دریایی کارائیب) نتوانست به جایگاه ستاره دست اول و بلامنازع دست پیدا کند. در عمل، بازیگران زن ایرانی در سینمای بینالملل، اغلب محدود به نقشهای مکمل دراماتیک، نژادی یا سیاسی میشوند و دسترسی به نقشهای اصلی و جریانساز سینمای تجاری برایشان دشوار است.
راهی طولانی
صدف عسگری جایگاه خود را به عنوان چهره سینمای خلاف جریان اصلی سینمای جمهوری اسلامی ایران در سطح جهانی تثبیت کرده است و احتمالاً شانسی هم برای تبدیل شدن به یک بازیگر شناختهشده و معتبر در محافل هنری و فستیوالی جهان دارد اما تبدیل شدن به ستاره بلامنازع در بازار تجاری و جریان اصلی هالیوود، مسیری متفاوت است. این امر نیازمند مجموعهای از شانسها، مهارتهای زبانشناسی بینقص و جذب شدن در شبکههای قدرت تجاری است که هنوز برای او محقق نشده است.
در نهایت، صدف عسگری نه یک تکرار ساده، بلکه یک نسخه رادیکالتر و کنشگرتر از الگوی بازیگر-مهاجر ایرانی است. او در حال حاضر یک چهره بلامنازع در سینمای نقد اجتماعی بینالمللی است و در آینده، شانس دارد که سقفهای شیشهای را کمی بالاتر ببرد اما راه رسیدن به سِمت ستاره مطلق سینمای جهان برای او، همانند دیگر هنرمندان ایرانی، همچنان با چالشهای ساختاری بازار جهانی همراه خواهد بود.

